Archive | اکتبر 2010

پاییز

عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی
پاییز، بهاری ست که عاشق شده است

Advertisements

همیشه

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر «فقط یه شوخی بود»،
کمی کنجکاوی پشت «همینطوری پرسیدم»،
قدری احساسات پشت «به من چه اصلا» ،
مقداری خرد پشت «چه میدونم»
و اندکی درد پشت «اشکال نداره» وجود دارد

اسباب سرافرازی

به جز از عشق، که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه کار جهان، بازی بود

کافئین

یا «کافئین موجود در قهوه»، خودت امشب به دادم برس

بادکنکِ زندگی

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکیدن آن، لذت داشتن آن را از بین می برد.

كعبه و بتخانه يكيست

پيش ما سوختگان، مسجد و ميخانه يكيست
حرم و دير يكي، سبحه و پيمانه يكيست
اينهمه جنگ و جدل حاصل كوته نظريست
گر نظر پاك كني، كعبه و بتخانه يكيست

توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه

توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می آید زاستغفار ما

Text Editor

Real Programmers consider «what you see is what you get» to be just as bad a concept in Text Editors as it is in Women.

No, the Real Programmer wants a «you asked for it, you got it» text editor — complicated, cryptic, powerful, unforgiving, dangerous

قضاوت یک طرفه

از شیطان پوزش می‌طلبیم؛
نباید فراموش کنیم که ما فقط یک طرف داستان را شنیده‌ایم؛
چون تمام کتابها را خدایان نوشته اند
–ساموئل باتلر

رفت که رفت

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت، رفت
ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت، رفت
عیب حافظ، گو مکن واعظ، که رفت از خانقاه
پای آزادان نبندند، ار ز جایی رفت، رفت